نفسم…….!
هرچه بیهوده مرا کشت ، بسم بود ، بسم
نفس بیکسم ای زنده دلان ! قطع کنید
سینه ام ، چاک کنید
این غبار سیه از روی رخم پاک کنید !
قلب من پاره کنید....به چه کار آید این چشمه ی خون!!!
این تن مرده مرگ
که تن زنده من کرده چنین آواره
از کف سینه ام آرید برون
ببرید ، در بیابان سکوت
زیر مشتی لجن و سنگ سیه ، خاک کنید !

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:20 توسط دل مرده
|
آنقدر نیستی: